احساس

آموزش موفقيت با ذهنيت موفق

شنبه ۳۱ مرداد ۰۵

نقش احساسات «بخش احساسي» در هدف گذاري

در يكي از مقالات راجع به هدف‌گذاري از ديدگاه «بخش منطقي» صحبت كرديم، در اين مقاله مي‌خواهيم به هدف‌گذاري از ديدگاه «بخش احساسي» بپردازيم. مقاله قبلي با عنوان «ويژگي‌هاي يك هدف خوب – هدف SMART»

به اينجا رسيدم كه مغز ما داراي دو نيمكره است، نيم‌كره‌ي چپ و نيم‌كره‌ي راست كه هر كدام داراي قابليت‌ها و وظايف مخصوص به خود مي‌باشد، نيم‌كره‌ي چپ بيشتر كارهاي تحليلي، منطقي، محاسباتي، آناليز و تجزيه‌وتحليل را بر عهده دارد و مانند يك استاد رياضي است و نيم‌كره‌ي راست بيشتر با كارهايي كه خلاقانه‌، تخيل، هنر، تصاوير و از اين قبيل ارتباط دارد و مي‌توان آن را مانند يك هنرمند در نظر گرفت.

روانشناسان معتقدند اين دو سامانه يا همان دو نيم كره مستقل از هم ولي به طور همزمان با هم كار مي‌كنند. يك بخش را «نيمه‌ي احساسي» مي‌نامند، اين بخشِ غريزي شما است و درد و لذت را حس مي‌كند. بخش ديگر «نيمه‌ي منطقي» است كه آن را سامانه خودآگاه نيز مي‌نامند كه اراده دارد، تحليل مي‌كند و آينده‌نگر است. اين دو سامانه با اينكه در كنار هم كار مي‌كنند اما با هم در كشمكش هستند و اين كشمكش ميان «بخش منطقي» و «بخش احساسي» توسط آقاي جاناتان هايد استاد دانشگاه در كتابش با عنوان فرضيه خوشبختي به زيبايي توصيف شده است.

چگونه از شرِ احساسات منفي خلاص شويم (قسمت دوم)

 

همانطور كه در مقاله قبلي اشاره كرديم، بزرگ‌ترين دشمنان موفقيت و خوشبختي انواع احساسات منفي هستند و به اين موضوع پرداختيم كه «احساسات مثبت قدرت مي‌بخشند، احساسات منفي قدرت را مي‌گيرند.» و براي اينكه بتوانيم به موفقيت و هدف خود دست يابيم، نياز به قدرت داريم و اين قدرت از احساسات مثبت تأمين مي‌شوند.

احساسات منفي باعث مي‌شوند قدرت ما از بين برود، بنابراين اولين قدم اين است كه از شر احساسات منفي خلاص شويم تا قدرت، توان و انرژي صرفه‌جويي شده را در جهت موفقيت و دستيابي به هدف بكار ببريم.

يك قانون كلي وجود دارد، تقريبا با هر چيزي كه بخواهيم مبارزه كنيد، قوي‌تر مي‌شود، احساسات منفي هم همينطور است، اگر بخواهيد با آنها مبارزه كنيد، قوي و قوي‌تر مي‌شوند، پس بايد از يك راهكار بهتر استفاده كرد.

 

چگونه از شرِ احساسات منفي خلاص شويم

بزرگ‌ترين دشمنان موفقيت و خوشبختي انواع احساسات منفي هستند، احساسات منفي بسيار قدرتمندند، مي‌توانند به راحتي ما را از پا درآورند، اميد را در ما از بين ببرند و ما را به تباهي، افسردگي و ناكامي بكشانند.

 

از زماني كه انسان پا به روي زمين گذاشت تا كنون، احساسات منفي بيش از هر بيماري و عامل ديگري به او آسيب رسانده است. اساتيد موفقيت و روانشناسان مي‌گويند فقط ۳ درصد انسان‌ها جزو افراد موفق هستند و ۹۷ درصد ديگر، موفقيت‌هاي چشمگيري به دست نياورده‌اند.

 

شايد اگر عميق‌تر نگاه كنيم، بتوانيم بگوييم، فقط ۳ درصد انسان‌ها توانسته‌اند به انواع احساسات منفي خود غلبه كنند و به جاي آن، احساسات مثبت خود را تقويت كنند و اگر ما هم بتوانيم به احساسات منفي خود غلبه كنيم، شرايط اين را داريم كه جزو آن ۳ درصد افراد موفق قرار بگيريم.